تبليغاتX
دنيــــاي ان. ال. پی

به خود استراحت بدهيد!

تمام اشياء پيرامون ما ارتعاشي مخصوص به خود دارند و ما اين ارتعاش را جذب مي كنيم!.

 باغها و جنگلها داراي ارتعاشاتي شفابخش هستند. آنها انرژي از دست رفته ما را جايگزين مي كنند. فروشگاههاي بزرگ و پاركينگها ارتعاشاتي متفاوت دارند. آنها انرژي ما را مي مكند!!!. ارتعاشات مساجد انرژي بخش است اما رستورانهاي كثيف و روميزي هاي پلاستيكي آنها انرژي ما را تخليه مي كنند. براي تشخيص اين واقعيت كه: احساسات و تندرستي ما، از انرژي هاي پنهاني و ظريف محيط پيرامون ما تاثير مي پذيرد . لازم نيست كه حتما يك تيز هوش باشيم . ترديدي وجود ندارد كه وقتي پر انرژي هستيم در برابر انواع بيماري ها و در برابر افسردگيها و خمودگيهاي ديگران مقاوم تريم و هنگامي كه از سطح انرژي پاييني برخوردار هستيم همه بيماري ها و افسردگيها را به طرف خود مي كشيم. بسيار دقت كنيد كه جسم خود را به كجا مي بريد؟ گرسنه سر كردن بهتر از غذا خوردن در بعضي از رستورانهاست. خانه ماندن بهتر از خوابيدن در اتاقهاي بعضي از هتل هاست. غيورانه محافظ خود باشيد و به حس شهودي خود اعتماد كنيد. از مكانهايي كه شما را مي خشكانند دوري كنيد. وقتي از ماندن در يك مكان احساس خوشايندي نداريد راهتان را ادامه دهيد! اين تصادفي نيست كه در تمام فرهنگهاي جهان ارزش و احترامي خاص براي خلوت كردن با خويشتن قائل شده اند . معلمان بزرگ تاريخ بشريت: محمد ، عيسي بودا و همگي از خلوت و تنهايي ، به معراج رسيده اند ، همه ما به مكانهايي مقدس احتياج داريم كه در آنها از صداي زنگ تلفن ، يا از روزنامه و ساعت خبري نباشد ، جايي كه بتوانيم حسابهاي بانكي مان را فراموش كنيم. اين مكان مقدس ، خواه گوشه اي از تخت خواب يا بالكن خانه مان باشد، خواه يك جنگل ، در هر حال مكاني است براي انديشه و نوآوري . براي تصوير كردن كامل يك چيز ، آنرا به اجزايش تقسيم كن و آنرا بررسي كن. اگر باز هم دركش نكردي به ذرات ريزتر و آنقدر ادامه بده تا به مولكول و اتم و الكترون و كوارك و بوزون برسي و از اين طريق است كه نهايتا جهان هستي را درك خواهي كرد. علم ،خدمات خارق العاده اي به انسان كرده است اما اين يك طرف قضيه است. علم مي شكافد، عقل مو شكافي مي كند اما كار قلب پيوند دادن است. پرسشهايي وجود دارند كه عقل و منطق ، پاسخي براي آنها ندارد . وقتي به موشكافي يك دوست مي پردازيد ديگر زيبايي هاي وجود او را نمي بينيد. وقتي به تجزيه و تحليل و تقسيم جهان هستي مي پردازيد خود را از آن مجزا مي كنيد اما مي بينيم و احساس نزديكي بيشتري مي كنيم براي آنكه پيوسته ، متصل به ديگران باشيم بايد از خود ، توجه و حساسيت نشان دهيم. در اين كهكشان همه چيز به هم پيوسته است. هر چه بيشتر در پي شكستن اين كل باشيم از واقعيتهاي اساسي غافل مي مانيم . متضاد كلمه تجزيه ، تركيب است. سلامتي انسان در گرو آن است كه همه چيز اين جهان را در كليت و تركيب آن جستجو كند . براي لحظه اي تمام داوريها را در مورد زندگي و ساكنان جهان زير سوال ببريد. مجسم كنيد كه فردا صبح از خواب برمي خيزيد ، رو به خداي خود مي كنيد و مي گوييد : خدايا به خاطر زندگي ام ، خانواده ام ، خانه ام ،دوستانم ، صبحانه ام و به خاطر اين روز تازه-  الان خيلي ها مي گويند : اما تو كه خانواده مرا نديده اي!-شکرگزارباشیدو فردا و روزهاي بعد از آن هم به همين گونه شكرگزار باشيد آ‎يا صفا و آرامش بيشتري نخواهيد يافت؟ شكرگزاري موجب آرامش بيشتر انسان مي گردد. هر بار كه مي گوييم متشكرم در حقيقت خاطر نشان مي سازيم كه آنچه دارم مي پذيرم و انچه را كه بايد ياد بگيرم، مي آموزم. منشا آرامش ذهن ، تمركز كردن بر موهباتي است كه از آنها بهره مند شده ايم و نه آن چه نصيبمان نگشته است. زندگي را بپذيريد تاببينيد كه چگونه هر چيز آن در خدمت شماست.

نتيجه:

 اگر واقعا به دنبال آرامش ذهن هستيد بايد حس سپاسگزاري داشته باشيد. و نكته اصلي اين است : اگر مي خواهيد شكرگزار باشي، هر صبح شكرگزار از خواب برخيزيد، اگر اعتقاد اين باشد كه : وقتي اوضاع زندگي ام بهتر شد آنگاه شكرگزار خواهم شد مطمئن باشيد كه هرگز اينگونه نخواهد شد!

 

 با کلیک بر ادامه ترجمه لاتین را ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1386/04/31 و ساعت 9 |

با آدمهاي غير قابل تحمل چه كنيم؟!

آشكارترين ثمره تكنيكهاي تمركز ذهن آن است كه به انسان احساس شادابي و سعادت مي بخشد اما اين تنها نتيجه نيست. ما هميشه كساني را به طرف خود مي كشيم كه از نظر انديشه و احساس ، بسيار شبيه به ما هستند. اگر احساس آرامش و آشتي داشته باشم انساهاي آرام و شرايط محيطي آرامتر را براي خود به ارمغان مي آوريم. از ديدگاه آدمهاي عصبي ، افراد آرام و متين ، عجيب و غير عادي به نظر مي رسند و طبيعي است كه از آنها فاصله مي گيرند تا در جايي ديگر به دنبال همچو خودي بگردند. اگر شما شخصيت نسبتا آرامي داشته باشيد و ناگزير باشيد كه با افراد عصبي رو در رو شويد معمولا آنها هستند كه مجبور به قبول ويژگيهاي شما و ارائه رفتاري بسيار بهتر مي گردند! سه توصيه براي فراگيري تكنيكهاي آرامش و آسوده سازي ذهن:

الف ـ تكنيكهاي تمركز را بايد هر روز بدون وقفه انجام داد و صبح زود بهترين زمان است.

ب ـبايد در حالت نشسته تكنيكها را انجام داد تا خوابتان نبرد.

ج ـ اگر براي فراگيري اين تكنيكها وقت كافي نداريد حتما آن وقت را پيدا كنيد.! مطمئن باشيد كه اين تكنيكها چند برابر زماني كه صرف آنها مي كنيد كه به شما باز مي گردانند . انجام اين تكنيكها تنظيم كردن خويشتن است، درست به همان گونه اي كه موتور ماشين خود را تنظيم مي كنيد. بيست دقيقه از هر روز خود را براي بهبود كارايي خود به اين تمرينها اختصاص دهيد. در مورد آدمهاي غير قابل تحمل اين روش را امتحان كنيد. هر وقت كه كارتان به بحث و مشاجره مي كشد و هر گاه با همسر و رئيس ، اقوام و یا همکاران خود ،مشكل پيدا مي كنيد، كنار بكشيد!. با خود خلوت كنيد . آرامش خود را بازيابيد و آنگاه سعي كنيد در تجسم خود ، عشق و محبت خود را نثارشان كنيد. حتي اگر اين روش ، كمي با منطق و استدلال شما جور نیست ! شما فقط به كارش ببنديد!. خيلي ها همين كار را مي كنند و نتايج خارق العاده اي مي گيرند شايد شما هم از ثمرات آن شگفت زده شويد.

نتيجه:

 تمام روزهاي خود را به قصد يافتن توازن و كسب آرامش آغاز كنيدو بعضي روزها اين جستجو تنها تا پايان صبحها ادامه مي يابد و بعضي روزها تا انتهاي شب بايد به دنبالش بگرديد. اما در هر حال اگر آرامش ذهن ، هدف روزانه شما باشد هر روز بهتر از ديروز خواهيد بود.

 

با کلیک بر ادامه ترجمه لاتین را خواهید دید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1386/04/24 و ساعت 9 |

آرامش خيال؟؟!

چرا به دنبال صلح و آرامشيم ؟ اكثر آدمها قبول دارند كه در زندگي به دنبال عشق و محبت بيشتر هستند اما جستجوي آرامش خيال را زير سؤال مي برند؟ راستي چرا بايد به دنبال اين آرامش باشيم ؟ زيرا عشق و آرامش خيال عناصري جدا نشدني هستند . عشق ، يك احساس يا عاطفه نيست. عشق ، مالكيت بر ديگري نيست. عشق ، پذيرفتن بدون قضاوت و داوري است. اگر به دنبال عشق بگرديد آرامش را مي يابيد و اگر در جستجو ارامش باشيد ، به عشق مي رسيد. معناي آرامش خوردن واليوم نيست. آرامش يعني توازن. توازن يا آرامش خيال ، منبع و منشا قدرت است. انسان آرام به معناي انسان خواب آلوده نيست! آرامش به مفهوم همسو شدن با قدرتها به جاي جنگيدن با آنهاست. آرامش به معناي بازتر ديدن تصاوير به جاي اسارت در جزئيات آنهاست. ما براي ياري رساندن به يكديگر به دنيا آمده ايم و به اين خاطر است كه جهان هستي نشانه هاي زير را در اختيار ما قرار داده است :

1ـ شادترين لحظات زندگي براي هر انساني ، لحظه ياري رساندن به همنوعان است.

2ـ عميق ترين احساس تنهايي زماني به انسان دست مي دهد كه هدف اصلي او در زندگي ، رسيدن به امنيت فردي باشد.

اگر شما هم از آن دسته افرادي هستيد كه در زندگي به دنبال امنيت مطلق مي گرديد ، سياره را اشتباه آمده ايد . بزرگترين بانكها ورشكست مي شوند ، بزرگترين شركتها با همه تشكيلاتشان ناپديد مي گردند ، هواپيماهاي غول پيكر سقوط مي كنند امنيت را در درون خود جستجو كن. چگونه مي توان با بي اعتباري دنيا كنار آمد؟ راهش اين است: قبولش كن و از آن لذت ببر ، نيمي از لذت زندگي در اين است كه از اتفاقات فردا بي خبريم . با خودت عهد كن : هر اتفاقي كه بيفتد با آن كنار مي آيم . رو در روي همه ترسها مي ايستم. اگر خانه ام بسوزد كوچ مي كنم. اگر اخراج شوم استعفا مي دهم ! و اگر اتوبوس زيرم بگيرد مي ميرم! پايان ماجرا و اين واقعيت زندگي است. زمين ، مكان پر مخاطره اي است خيلي ها در اينجا مي ميرند! اما اين بدان معني نيست كه تمام عمر بايد مثل يك خرگوش هراسان زندگي كنيم. خدايا ، خدايا چگونه به آرامش خيال برسم؟ بخشي از آن به نگرش شما مربوط مي شود و بخشي ديگر به ايجاد عادت روزمره آرامش ذهن . حالا ديگر بيشتر مردم فهميده اند كه زندگي كردن در زمان حال چقدر دشوار است . در واقع بيشترين وقت ما يا به افسوس گذشته صرف مي شود و يا به هراس آينده . زيستن در لحظه حال همانند راه رفتن روي طناب است و در ابتداي كار ، افتادن اجتناب ناپذير است اما با تكرار و تمرين مي توان حفظ تعادل را آموخت. براي نگه داشتن ذهن در زمان حال ، فنون زير به شما توصيه مي شود:

1ـ براي هر كاري وقت نامحدودي به خود بدهيد و شتاب را از زندگي خود حذف كنيد. در حال انجام هر كاري با خود بگوييد : وقتي سرگرم نوشتن اين نامه هستم (و يا هر كار ديگر ) تمام حواسم همين جاست هر چقدر مي خواهد طول بكشد . عجله ، بي عجله!

2ـ هشياري حيوانات را الگوي خود قرار دهيد . سعي كنيد وقتي مثلا غذا مي خوري مزه تمام لقمه هايتان را حس كنيد ، وقتي با دوستي به صحبت مي نشينيد تمام كلماتش را بشنويد ، وقتي به ترانه اي گوش مي سپاريد تك تك نت ها را احساس كنيد ، وقتي قدم مي زنيد همه درختها را ببينيد . اگر تلاش كنيد زيستن در زمان حال را ياد مي گيريد. تحقيقات و پژوهشهاي مختلف نشان داده اند كه آسودگي ذهن براي سلامتي جسم مفيد و ضروري است.

نتيجه:

 زماني براي آسودگي و خلوت خويش اختصاص دهيد . لحظاتي روي تخت دراز بكشيد و به آسمان و عظمت آن نگاه كنيد تا جايگاه خود را در نظام هستي بيابيد . آسودگي ذهن براي سلامتي جسم مفيد و ضروري است.

+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1386/04/17 و ساعت 10 |

اگر با زندگي بجنگيد ، هميشه بازنده مي شويد.

شانس و اقبال او بود كه ، عجب شانس دارم! چقدر خوش شانسي كه رئيس شدي ! بله ما مي توانيم تمام عمر را صرف برچسب زدن به رويدادها كنيم : اين خوب است ، آن بد است ...،بيفايده است و علت اينكه به هر حادثه اي برچسب فاجعه و مصيبت مي زنيم آن است كه تنها يك درصد از كل واقعيت را مي بينيم . تا زماني كه به بد بودن اوضاع و احوال ، ايمان داشته باشيم هيچ تغييري در اوضاع و احوال بوجود نخواهد آمد!. تا زمانيكه با داد و فرياد و جنگ و دعوا به استقبال روزهاي زندگيتان مي رويد هيچ پيشرفتي در زنگي نخواهيد ديد !. شما مي توانيد با يك استدلال منطقي خارق العاده ، ثابت كنيد كه حق با شما بوده است ولي اين بحثها ، گره اي از زندگي شما نمي گشايد چرا كه زندگي ، تابع منطق نيست .! اگر در پي آرامش بيشتري هستيد به رويدادهاي زندگي برچسب خوب و بد نزنيد . اصولا هر كسي مي تواند در دنيا از دو زاويه مختلف بنگرد :

دنياي كثيفي است

دنيا به همين صورت هم زيباست.

× ما براي بافت عيبها و كاستي هاي ديگران ، انرژي فراواني صرف مي كنيم، مصرانه و در كمال عصبانيت مي كوشيم ثابت كنيم كه آدمها متقلب ، پرخور ، تنبل و دلخور و ولخرج و دزد هستند و نتيجه اين تلاشها و انتقادها چيست ؟ هيچ ، جز اينكه زندگي خود ما از شادي و نشاط تهي مي گردد.

×× راه دوم اين است كه دنيا را به همين صورتي كه هست بپذيريم . شايد بپرسيد : چه دليل و مدركي براي خوب بودن در دنيا داري ؟ دليل و مدرك لازم نيست . دنيا همين است كه هست. ماه ، گرد زمين مي چرخد و زمين ، گرد خورشيد ، گلهاي رز شكفته مي شوند ، پرندگان آواز مي خوانند ، آدمها ازدواج مي كنند و جدا مي شوند ، همسايه ما جنگ و دعوا راه مي اندازد و همه اينها بخشي از برنامه بزرگ هستي است . اينكه بگوييم : مردم نبايد مريض بشوند ، نبايد دروغ بگويند ، درست مثل اين است كه بگوييم : اين خورشيد لعنتي چرا اينقدر بزرگه! اين امكان براي همه ما وجود دارد كه جهان را به همين صورتي كه هست بپذيريم و آنگاه براي بهتر كردن آن بخشي از مسئوليت ها را به گردن بگيريم . اين رسم زندگي است . ما براي نگراني هاي خود ، سلسله مراتبي داريم . وقتي پايمان شكسته باشد ديگر به سردردمان اهميتي نمي دهيم . خب حال ببينيم كه چگونه مي توانيم از حساسيتهاي خود بكاهيم ؟ اولا بايد بپذيريم كه منشا همه آزردگيها و مصيبتها ، قوانيني خود ساخته هستند كه در ذهن ما جاي گرفته اند . اگر خود ما اقدام به تعديل يا دور انداختن اين قوانين كنيم آنوقت ديگر از بي اعتنايي دنياي واقعي نسبت به قوانين مان آزرده خاطر نخواهيم شد . راههاي مختلفي براي عصباني شدن وجود دارد. براي لذت بردن و سرگرم شدن هم ، راههاي مختلفي پيش روي ماست. اگر براي شاد زيستن به دنبال يك راه ساده هستيد قوانين كمتري براي خود وضع كنيد و بي جهت ، زندگي را با بايدها و نبايدهاي خود ساخته پيچيده نكنيد.

چرا بايد ياد بگيريم كه انديشه هايم را كنترل كنم ؟ به دو دليل :

1ـ شما نمي توانيد بر محيط پيرامون خود ، بر اوضاع جوي و يا بر عقايدي كه ديگران درباره شما دارند كنترلي داشته باشند . مهمترين و تنها چيزي كه مي توانيد تسلط كامل داشته باشيد ، افكار و انديشه هاي خود شماست.

2ـ آنچه مايه خوشبختي و شادي انسان مي شود ، درون اوست و نه عوامل بيروني ! من مي گويم : اگر x داشتم ، مي توانستم خوشبخت باشم ! اما اشتباه است . حتي اگر x را بدست بياوريم هنوز بيست و چهار ساعت نگذشته ، حسرت y پيدا مي شود ما در تمام طول زندگي مان به گونه اي برنامه ريزي مي شويم كه در هر زمينه خاص ، تفكري خاص داشته باشيم و همين تفكرات خاص هستند كه شادي و خوشبختي ما را تحت الشعاع خود قرار مي دهند اما هميشه به خاطر داشته باشيد كه ما مي توانيم انديشه هاي خود را تغيير دهيم.

نتيجه :

 روي انديشه هاي خود كار كنيد تا كيفيت زندگيتان را بهبود ببخشيد . آنگاه همين انديشه هاي نو ، احساسات شما را متحول مي كنند . آنچه شما را آزرده مي كند نفس حادثه نيست بلكه تفكرات شما درباره آن حادثه است .

 

با کلیک بر ادامه مطلب ترجمه لاتین را ملاحظه کنید. از مترجم متشکریم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آباد در شنبه 1386/04/09 و ساعت 10 |

چرا شما نه ؟

وقتي نوشتن را آغاز نكرده بودم ترس از نوشتن داشتم . درست مثل انشاء خواندن در دبيرستان ، خيلي مي ترسيدم كه معلم بگويد: آباد بيايد انشائش را بخواند! . وای ! تمام دنيا برايم تيره و تار ميشد. ولي به مرور خودم براي خواندن یا حرف زدن داوطلب مي شدم .! الان که اگر در جمعی حرف نزنم منفجر میشم! روزي بر روي تابلو اعلانات اداره مان دعوت به مسابقه مقاله نويسي شده بودیم ! بنده نیز ،ارسال کردم . باور می کنید که دوم شدم !!. یک بار که ببینید باور می کنید هم خودتان را و هم دیگران را ! آنوقت باورتان ،یاورتان  می شود !  شايد شما فكر مي كنيد خبرگاني وجود دارند كه جواب همه سوالها را مي دانند . اما چنين آدمهايي هنوز از مادر زاده نشده اند . آدمهاي موفق ، فوق انسان نيستند . آنها هم مثل من و شما يك مغز و معمولا دو دست و دو پا دارند و شبانه روزشان همان بيست و چار ساعت من و شماست. آنها مهارتي را در خود پرورش داده و سپس عرضه كرده اند . شما هم همين كار را بكنيد . ترس بیان عقیده و یا حتی حرف زدن در جمع ، بسیاری از افراد را آزار می دهد. با یک جک و یا معمای ریز یا یک مطلب یک خطی شروع کنید . تنها راه مقابله ، مواجهه است .

وقتي شاگرد آماده باشد معلم از راه مي رسد . وقتي تصميم قاطع به تغيير زندگي يا رسيدن به يك هدف ميگيريد ابزارهاي لازم خو بخود از راه مي رسند .

نتيجه :

 هيچكس با مجوز مخصوص براي موفقيت به دنيا نيامده است !.  خداوند از آسمان پايين نمي آيد تا بگويد :حالا نوبت توست! خداوند نمي گويد : "تو مي تواني يا تو نمي تواني "! اين را تو مي گويي ! وقتي تصميم به انجام كاري مي گيريم ابزارهاي لازم خود به خود فراهم مي شوند . ممكن است همه اينها را تصادفي قلمداد كنيم اما با مشاهده دقيق تر متوجه مي شويم كه تصادفي در كار نيست ،زيرا اين اتفاقي است كه هميشه مي افتد.

 

با کلیک بر ادامه ترجمه لاتین را مشاهده کنید . با سپاس بی قیاس از مترجم وبلاگ در استرالیا


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1386/04/03 و ساعت 9 |