عادت5: نخست گوش فرا دهید ، سپس بخواهید به شما گوش کنند.
عادت 5 ، یعنی بگذار اول من به تو گوش کنم، و بیشتر مردم بر عکس این کار را انجام می دهند.! می خواهند اول خودشان حرف بزنند ، وضعیت خود را روشن کنند و مورد تفاهم قرار گیرند. خب ، وقتی هر دو طرف بخواهند اول حرف بزنند، مونولوگ جمعی - گفتگوی مرده – ایجاد می شود. چرا ؟ زیرا در واقع گفتگویی یک نفره است ، اگر چه در حضور یک نفر دیگر انجام می پذیرد .در این حال ، شخص واقعا به حرف دیگری گوش نمی کند، یا دارد حرف می زند ، یا خودش را برای آنچه می خواهد بگوید آماده می کند. عادت 5 می گوید نخست گوش کنید ، آنگاه نظرتان را بیان کنید. نخست خودتان وضعیت دیگری را درک کنید ، آنگاه بخواهید مورد تفاهم قرار گیرید.این عادت مستقیما به شیوه ارتباط برقرار کردن مربوط می شود و کلید ایجاد همدلی و روابط مبتنی بر نگرش " برنده /برنده " است.
در آموزش نخست خودتان باید بیاموزید و آنگاه تعلیم بدهید ، به هنگام تربیت فرزندان ، نخست باید وضعیت آنها را درک کنید و حرفشان را بشنوید و آنگاه به آنها اندرز یا آموزش دهید. یعنی باید سرشار از همدلی باشید. گرایش بیشتر مردم ما این است که بر اساس تاریخچه زندگی یا تجربه شخصی خودشان برای دیگران دارو تجویز کنند. ما آنقدر مشتاقیم شتابزده حرف دیگران را قطع کنیم و نصیحت کنیم ، و با اندرزهای حکیمانه خود همه چیز را اصلاح کنیم ، که اغلب اوقات فرصت تشخیص دادن _ و این مجال نخست گوش فرا دهیم و عمیقا مساله را درک کنیم_ به خود نمی دهیم.
آیا می توانید حدس بزنید تا چه اندازه باید از احساس امنیت درونی سرشار باشید تا بتوانید دقیقا به شخص مقابل گوش فر دهید؟ به ویژه زمانی که نمی دانید آن گفتگو به کجا خواهد انجامید؟ زیرا باید آنقدر قابلیت انعطاف داشته باشید ، تا بتوانید خود را با هر گونه وضعیتی انطباق دهید . چون وقتی به دیگری گوش فرا می دهید ، به حیطه یی ناشناخته گام می نهید . به این دلیل باید نخست عادتهای 1و 2 و 3 را که به " منش " مربوط می شوند ، در خود پرورش داده باشید . آنگاه به سراغ عادتهای 4 و 5 و 6 بروید که به " شخصیت " ارتباط می یابند.
پدری نزد من آمد و گفت : نمی توانم پسرم را درک کنم ، اصلا به من گوش نمی کند! – درد بسیاری از والدین !-.
پرسیدم : پسرت را درک نمی کنی ، چون به تو گوش نمی کند؟
گفت : بله ، همین طور است .
دوباره پرسیدم : پسرت را درک نمی کنی ، چون به تو گوش نمی کند؟
گفت : بله ، همین را گفتم ، منظورتان چیست ؟
جواب دادم : فکر می کردم برای این که دیگری را درک کنی، خودت باید گوش بدهی.
گفت : اما من که اورا درک می کنم. آنچه اکنون بر او می گذرد ، خودم قبلا گذرانده ام . خودم قبلا تجربه های او را داشته ام .
گفتم : اما این نگرش بر اساس تاریخچه زندگی شخصی توست . حال آنکه باید از چهار چوب مرجع خودش به وضع او نگاه کنی، واین کار علاوه بر مهارت ، قدرت عاطفی می طلبد که ناشی از پرورش عادتهای 1و 2 و3 در خویشتن است . بیشتر افراد توانایی گوش فرا دادن را ندارند، چون هنوز این 3 عادت را در خود پرورش نداده و درونی نساخته اند.
اما اگر حقیقتا به دیگری گوش فرا دهید ، چه خطری تهدیدتان می کند؟ امکان دارد عوض شوید و تغییر کنید.
یادتان باشد کسانیکه وانمود می کنند نظر دیگران برایشان اهمیت ندارد ، در واقع بیش از اندازه به نظر دیگران اهمیت می دهند. به همین دلیل می خواهند از طریق گوش ندادن از خود دفاع کنند. زیرا بسیار آسیب پذیرند و می ترسند تمام وجودشان محو و زدوده شود.
شخصی که میخواهد عمیقا ارتباط بر قرار کند می پرسد : بگذار اول خودم به تو گوش کنم تا ببینم که می توان وضعیت تو را بطور کامل درک کنم ؟ حال بیشتر مردم بطور معکوس عمل می کنند.یعین می گویند : من که متوجه هستم و می فهمم . او به من گوش نمی کند. یا او نمی کوشد حرفم را بفهمد و وضعیت مرا درک کند.
اگر می خواهید ارتباط واقعی بر قرار کنید ، بکوشید مساله را از چهار چوب ذهنی آن شخص ببینید. مثلا می توانید بگویید : فکر می کنم گفتی که ...... یا فکر می کنم این احساس را داری که .....
گاه دیدن وضعیت از دیدگاه کسی که به شما نزدیک است دشوار به نظر می رسد ، اما غیر ممکن نیست.
و اما آخر یک توصیه کار ساز: آزموده شده و موثر!!!!
بیایید برای یک بار هم که شده ، برنامه ریزی و مدیریت خانه خود را به پسر یا دختر ده دوازده ساله تون که تا کنون به حرف دوستاش بیشتر تا حرف شما گوش میداده واگذار کنید.
یه برگ A4 به دستش بدهید تا اولین قرارداد خانوادگی شما بنویسد و برای خانه قانون مشخص کند و طرح طراحی کند. – با مشارکت شما باید ها و نبایدهای اعضای خانواده را بنویسد - و در این طرح زیبا و کارساز ؛وظایف و اختیارات و حقوق اعضای خانواده را مشخص کند.- مستحضر باشید که اگر بچه شما یک تومان کاسبی کند بهتر است ازاینکه صد تومان در جایی بیابد و رسیدن ساده بچه به هر چیزی که بخواهد ، بزرگترین خیانت والدین این زمانه به بچه هاست !- در این طرح الهی هدف یا اهداف مشترک خانه مشخص می شود و اقداماتی که باید انجام دهند نیز مشخص تر، ضمن اجرا و کنترل مصوبات این قرارداد ترجیحا توسط فرزندان انجام شود.
البته توصیه نمی شود که او هر چه بر روی کاغذ نوشت شما بپیذیرید ولی بعنوان مادر و پدر و برادر و خواهر بزرگتر روی تک تک مواد قرارداد قبل از توافق همگانی در یه جلسه به ریاست فرزند 12 ساله خود به توافق می رسید. ولی یادتان باشد که در صورت موافقت جمعی ، برای قرارداد شماره یک خانوادگی خود احترام قایل شوید.
باور کنید این نسخه را بنده برای زندگیهای لجام گسیخته زیادی تجویز کرده ام - طول کلاسهای ان ال پی – و تاثیر شگرف آنرا دیده ام.شاید کارساز ترین دارو ، برای خانواده هاییکه امر و نهی و سرزنش والدین – ناآگاهانه و از روی دلسوزی- باعث شعله ور شدن آتش لجاجت شده ، این توصیه باشد که :
از دریچه با نگرش یکی از فرزندان – شرورترین آنها- زندگی خود را پروگرام کنند و پس از بحث و تبادل نظر کلیه افراد بر سر تک تک مواد قرارداد خانواده – شما حتی می توانید بخواهید که برنامه غذایی کامل هفته را نیز در قرارداد با رعایت سلیقه افراد خانواده گنجانده شود- ، صورتجلسه مورد توافق اکثریت قرار گیرد. بعد از این قرار داد ، پول یا پاداش یا تنبیه بر اساس قانون حاکم بر خانه خواهد بود.
شاید این موثرترین نسخه برای خانواده های ایرانی باشد که در ژاپن هم تجربه شده و بسیار کارساز است.
میشه عادت ششم مردمان موثر را حدس بزنید؟ یادتان باشد که : مشارکت شما چه در اعلام نظر و چه در حدس زدن ، شوق نوشتن در بنده را بیشتر می کند
+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه
1385/09/05 و ساعت
6 |